سلام دوستان عزیزم . حالتون چطوره ؟ من بر گشتمممممممممم 




خوب امیدوارم حالتون خوب باشه . کامپیوتر خودم هنوز درست نشده ولی دارم با کامپیوتر داداشم آپ میذارم . آخه اون موقع اینم داداشم برده بود شرکتی که توش کار می کنه و کلا کامپیوتر در دسترسمون نبود . 
ای وایییییییییییییی راستی یادم رفت .
می دونین چند روز از تولد اما گذشته ؟
امروز ۲۸ آپریله ولی تولد اون ۱۵ آپریل بود . 
ولی به هر حال پساپس میگم :
(( تولدت مبارک اما ))






























































خوب امروز می خوام اطلاعات جدید از دنیای جادویی بذارم البته یه چند تا شون تکراریه ولی نه همش :
ــــ هلگا هافلپاف به جن های خانگی هاگوارتز شرایط مساعد کار را داد . او به خاطر طرفداری از حقوق جن های خانگی این کار را نکرد بلکه فقط به خاطر مهر و شفقتش این شرایط را به آن ها داد .
ــــ داستان جادوگر و جام جهنده در بیدل آوازه خوان برای تدریس به جادوگران و ساحره های جوانی استفاده می شد که باید از جادوی خود در راه انسان دوستانه استفاده کنند .
ــــ داستان چشمه ی خوشبختی در بیدل آواز خوان به کودکان جادوگری آموخته می شد که باید یاد میگرفتند جادو صرفا بهترین سلاح نیست برای رسیدن به خواسته های قلبی .
ــــ کتاب اصلی بیدل آواز خوان شامل ۳۰ افسانه بود اما بعد جو به این ایده رسید که آنها را دستی بنویسد و فقط ۵ داستان در آن گذاشت .
ــــ شخصی به نام هرپو اولین بار جان پیچ را درست کرد ولی جو نگفت چگونه . در هر صورت درست کردن آن بسیار سخت است .
ــــ دایره المعارف جو ممکن است تا ده سال آینده هم منتشر نشود .
ــــ جو نام جان داولیش را جان نو گذاشته بود . داولیش کارآگاه قدرتمندی بود اما در زمان حمله ی آگوستا لانگ باتم ضعیف می شود.
ــــ آگوستا لانگ باتم ساحره ی قدرتمندی بود .
ــــ گریندل والد دوقلوی پلید و خبیث دامبلدور بود (اینجا منظور از دوقلو یه چیزی مثل همزاده یعنی خیلی شبیه . نه به معنی واقعی کلمه ی دوقلو )
ــــ هیچ ماجرای عاشقانه ای در گذشته ی مادام هوچ وجود نداشته است .
ــــ هری در اصل یک جان پیچ نبود زیرا هیچ قصد و نیتی در درست کردن آن وجود نداشته . قطعه ی روح ولدمورت هری را شیطان صفت نکرده بود و از ولدمورت چیزی به ارث نبرده بود .
ــــ جی کی رولینگ گفت : تنها زمانی که او آن را (جان پیچ هری ) احساس کرد موقع هیجانی شدن و حرکت کردن در محفل ققنوس بود . وقتی او خودش را درون یک دوره ی زمانی بسیار تاریک و مبهم برد قطعه ی روح به آن ملحق شد و به درون او رفت .
ــــ کلاه گروه بندی آن قطعه از روح ولدمورت را درون هری تشخیص داده بود .
ــــ تعریف درست و اصلی از یک جان پیچ : قطعه ای که توسط جادوی سیاه تهیه میشود تا قطعه ای از روح تکه تکه شده شود و آن قطعه از روح اصلی جدا می شود تا به عنوان یک حفاظ یا لنگری برای حفظ زندگی در آینده استفاده شود و به عنوان حفاظی علیه مرگ عمل بکند .
ــــصحنه ای که هری دید ( دامبلدور در اتاقش با ابزار ظریف ماری را به دو قسمت تقسیم کرد ) موقعی بود که مدیر به قضیه ی جان پیچ ها پی برده بود .
ــــ دامبلدور به تعداد زیادی از جان پیچ ها مشکوک شده بود زیرا ولدمورت دفترچه ی خاطرات را خیلی اتفاقی جان پیچ کرده بود .
ــــ نویل چند ساعت قبل از هری به دنیا آمده بود .
ــــ خانواده ی نویل فقط می خواستند او بدون دردسر بزرگ شود . اما این یک استاندارد غیر ممکن بود .
ــــ آلیس و فرانک لانگ باتم خشم ولدمورت را در آوردند زیرا آن ها کار آگاه های کار آمد و با کفایتی بودند و مسئول خیلی از دستگیری ها و بازداشت ها و زندانی کردن ها بودند.
البته بازم هست شاید تو آپ بعد گذاشتم شایدم نه . 
راستی از همه ی دوستای خوبم که برام نظر گذاشتن فوق العاده ممنونم .




راستی تحقیق فیزیکم درست شد . دو روز تموم بدون وقفه نشستم سرش تا آخر تموم شد . حالا دادمش به دوستم تا بره پرینت بگیره .
خدا رو شکر
آخه خیلی نگران بودم
که تا مهلتش نتونم تموم کنم و تمام زحماتم هدر بشه . زحمات من و این دوست و همسایه و همکلاسی و هم سرویسیم
که با هاش دارم تحقیق می کنم . تا بیستم بیشتر مهلت نداریم . چون بیستم نمره ها رو می ذارن و روش چسب میزنن . 
فعلان بای دوستان گلم 
